داستان شیطان و فرد نمازگزار !!

آورده اند که مردی صبح زود از خانه خارج شد تا نماز صبحش را به جماعت و در خانه خدا، مسجد بخواند. در راه مسجد، که هوا هنوز هم روشن نشده بود مرد زمین خورد و لباسهایش به دلیل بارانی که شب گذشته آمده بود گلی و کثیف شد. او بلند شد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد. در راه مجدداً در همان نقطه زمین خورد ! او دوباره بلند شد و به خانه برگشت. برای دگر بار لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.
این بار در ابتدای راه مسجد با شخصی چراغ به دست روبرو شد، نامش را پرسید. پاسخ داد: « من دیدم شما در راه مسجد دوبار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را مشخص کنم ». مرد از او تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند . همین که به مسجد رسیدند ، مرد اول از آن شخص چراغ به دست درخواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند ، ولی او از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد.
مرد دلیل نیامدن او به داخل مسجد را از او پرسید. از جوابش تعجب نکنید او جواب داد: « من شیطان هستم. ». مرد، اول با شنیدن این جمله جا خورد.
شیطان ادامه داد: من تو را در راه مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن تو شدم. وقتی تو به خانه رفتی و خود را تمیز کردی و به مسجد برگشتی، خدا همه گناهان تو را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن تو شدم و حتی آن هم تو را تشویق به ماندن در خانه نکرد. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر زمین بخوری آنگاه خداوند گناهان افراد شهر را خواهد بخشید. من با این کار از سالم رسیدن تو به مسجد مطمئن شدم .
کار خیر را از دست ندهیم
روایتی است مأثور از رسول اکرم که بزرگان در السنه خود بر روی این روایت خیلی تکیه داشتند و نسبت به شاگردان خود پیرامون کیفیت استفاده از ایام مخصوصه و اوقاتی که نظر و عنایت پروردگار در آن اوقات و در آن ایام یا لیالی نسبت به بندگانش بیشتر است توصیه می کردند. مضمون این روایت این است : ألا و أنّ لله فی أیام دَهرِکم نفحات ألا فَتَعَرّضوا لها ولا تَعرَّضوا عنها. (شرح فارسى شهاب الأخبار(كلمات قصار پیامبر خاتم ص)/ متن / 318)
بشر مادّى در بیداء ظلمت مادّیّت زندگى مىكند، و در دریاى بیكران شهوات و كثرات غوطه میزند،و او را در قعر امواج خروشان این بحر ژرف و دریاى هولناك فرو میبرد، به طورى كه ناله و فریادش در میان نهیب امواج ناپدید میگردد. به هر جانب كه مینگرد میبیند كه حرمان و حسرت كه از آثار و لوازم لا ینفكّ مادّه فساد پذیر است، او را تهدید و ترعیب مینماید...
خدای متعال یک اوقات خاصی را در طول مدت عمرتان خصوصیتی بخشیده است که او را از سایر آن ایام متمایز کرده ، مواظب باشید که این اوقات و این خصوصیات را حفظ کنید و ضبط کنید و نگهداری کنید و نگذارید که از دست برود و مبادا که غفلت کنید که آن از دست خواهد رفت. مرحوم قاضی می فرمودند: حتی در یک منزل ممکن است خود اتاقها با همدیگر تفاوت داشته باشند، در یک اتاق انسان حال توجه بیشتری دارد و در یک اتاق حال توجه کمتری دارد، می گویند: اتاقتان را عوض کنید و در جای دیگری بروید. یا اینکه ممکن است زمین آن منزل شبهه ناک باشد و یا مشکلی در او باشد که اثر مستقیم بر ملکوت آن منزل و مکان قرار بدهد و از آنجا که توجه انسان عبارت است از اتّصال انسان با ملکوت ، این دو ملکوت با هم در تعارض قرار می گیرند و انسان نمی تواند به آن صفای ملکوتی خودش برسد.
نسیمی که در بند ظلمت می وزد
بشر مادّى در بیداء ظلمت مادّیّت زندگى مىكند، و در دریاى بیكران شهوات و كثرات غوطه میزند،و او را در قعر امواج خروشان این بحر ژرف و دریاى هولناك فرو میبرد، به طورى كه ناله و فریادش در میان نهیب امواج ناپدید میگردد. به هر جانب كه مینگرد میبیند كه حرمان و حسرت كه از آثار و لوازم لا ینفكّ مادّه فساد پذیر است، او را تهدید و ترعیب مینماید. در این میان فقط گاهگاهى یک نسیم جانبخش و روح افزایى به نام جذبه او را نوازش میدهد و چنین مییابد كه این نسیم مهرانگیز او را به جانبى میكشد، و به مقصدى سوق میدهد، این نسیم متمادى نبوده گاه و بیگاه میوزد. وَ انَّ لِرَبِّكُمْ فِى ایّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا وَ لا تُعْرِضُوا عَنْهَا. پس موانع را کنار زده و آنها را یکی پس از دیگری پشت سر گذار و فرصت پیش آمده را غنیمت دان و در انجام کار خیر شتاب کن که در کار خیر حاجت هیچ استخاره روا نیست.
منابع:
1.شرح فارسى شهاب الأخبار(كلمات قصار پیامبر خاتم صلی الله علیه)
2.پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین محمد علی جاودان
3. پرتال جامع اینترنتی متقین
4. سایت کتاب اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة ، فاطمة الزهراء **************** لعن الله قاتلی فاطمة الزهرا س. **************** خدایا مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده. *************** ما از دو کوهه آمدیم ، اینجا غریبیم ......... حتی ز بوی فاطمه(س) هم، بی نصیبیم......... ما سینه زنان اهالی الستیم .............. ما داغ دار روی سیلی خورده هستیم.......... ای دشمن حق، ما دلیر و حق پرستیم .......... برگرد! تا سربند یا زهرا(س) نبستیم *************** می نویسم از زخم و غم ،از عشق و معشوق و آه عاشق،می نگارم از دل،به یاد هست تمام هستی در کمال مستی،فریاد میزنم که دیوانه دلم. *************** یا ایتها النفس المطمینه،ارجعی الی ربک راضیه مرضیه. *************** ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم،موجیم که آسودگی ما عدم ماست. *************** میروم تا زمانی که_با دلی آرام و قلبی مطمین_ شوم. *************** ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن....سر جدا پیکر جدا در محضر دلدار رفتن *************** صلی الله علیک یا ثارالله. فاسأل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک أن یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صل الله علیه واله. *************** از نام ما مگویید وز ما نشان مجویید........بی نام و بی نشانیم مارا که میشناسد........ما همنشین یاریم از خلق بر کناریم.............هر چند در میانیم مارا که میشناسد ************ هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود ************* باور نکن تنهاییت را ...شادی روح شهدا صلوات. ************* سخن عشق نه آنست که آید به زبان..... ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت