مادر یکی از شهدای مبارزه با فتنه 88 :تا زندهایم سرباز و فدایی رهبر هستیم
مادر شهید بسیجی «حسین غلامکبیری» گفت: پسرم در مسیر ولایت و مسیری که عاشقانه در آن رشد کرد، به شهادت رسید؛ ما عاشق کشور و رهبرمان هستیم و محکم و استوار پشت سر ایشان ایستادهایم و میگوییم «جانم فدای رهبر».
رقیه زینعلی مادر شهید «حسین غلامکبیری» یکی از شهدای فتنه 88 در گفتوگو با فارس اظهار داشت: حسین من بعد از تولد دچار بیماری شد که پزشکان از مداوی آن مأیوس شده بودند، او را نذر امام موسیبن جعفر (ع) کردیم و شفا گرفت؛ او در یازده سالگی به عضویت بسیج درآمد و علاوه بر درس خواندن، وقت خود را صرف خدمت در بسیج کرد.
وی ادامه داد: او تا 18 سالگی در پایگاه بسیج و حوزه مقاومت و مراسم زیارت عاشورای مسجد بود؛ خداوند او را در دوران نوزادی از مرگ نجات داد تا در جوانی با شهادت او را نزد خودش ببرد.
مادر شهید «حسین غلامکبیری» بیان داشت: پسرم آنقدر عاشق امام حسین (ع) بود که یک هفته قبل از ایام عزاداری اباعبدالله (ع) نه تنها فکر و ذهنش را بلکه حتی پوشش ظاهرش را آماده عزاداری سیدالشهدا میکرد و میگفت «من دیوانه حسینم»؛ ایام شهادت حضرت زهرا (س) هم او را عاشقانه در لباس عزا میدیدیم و یقین دارم فرزند شهیدم در این ایام در کنار آقا اباعبدالله عزاداری کرده است.
وی یادآور شد: حسین، عاشق رهبر معظم انقلاب بود و آرزو داشت ایشان را از نزدیک ببیند که این توفیق بعد از شهادت حسین نصیب ما شد؛ وقتی به دیدار ایشان رفتیم از ما دلجویی کردند که دلهایمان از غصه شهادت حسین آرام گرفت و استقامت گرفتم.
زینعلی افزود: به رهبرمان گفتم «حسین در دانشگاه قبول شده بود» که ایشان فرمودند «امروز حسین در دانشگاه اصلی قبول شده است» با این فرمایش ایشان بسیار آرام شدم.
وی بیان داشت: حسین 2 ماه قبل از شهادتش میگفت «خیلی دوست دارم شهید شوم» من هم میگفتم «الان که جنگی نیست» او میگفت «اما من این آرزو را دارم»؛ شهید غلامکبیری در مسیر ولایت و مسیری که عاشقانه در آن بود، به شهادت رسید؛ اگر میدانستم حسین کجا میرود با او میرفتم و افتخار میکنم که او با لباس بسیجی و با وضو به شهادت رسید.
مادر شهید «حسین غلامکبیری» گفت: از دست دادن فرزند برای پدر و مادر خیلی سخت است؛ آن هم فرزندی مثل حسین که خیلی با ایمان، خوشرفتار و شوخ طبع بود. امروز خانه ما خیلی سوت و کور است؛ اما خون «حسین فهمیدهها» و «حسین غلامکبیریها» این انقلاب را حفظ کرده است و حسینهای زیادی در راه هستند و انقلاب را تنها نمیگذراند.
وی یادآور شد: امروز خون پسرم در محله موجب زندگی دوباره شده و همه همسایهها چه زن و چه مرد و حتی بچهها هم بسیجی شدهاند و نمیگذارند خون شهید غلامکبیری هدر برود.
زینعلی خاطرنشان کرد: ما عاشق کشور و رهبرمان هستیم؛ تا ولایت و رهبر را داریم هیچ غصهای نخواهیم داشت و محکم و استوار پشت سر ایشان ایستادهایم و میگوییم «جانم فدای رهبر».
به گزارش توانا، شهید بسیجی «حسین غلامکبیری» بامداد 25 خرداد 1388 بعد از انتخابات ریاست جمهوری در دفاع از کیان انقلاب اسلامی توسط اراذل و اوباشی که معترض به نتیجه انتخابات بودند، مجروح شده و ساعت 15 روز 26 خرداد به کاروان شهداء پیوست.
+ نوشته شده در دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ ساعت 10:58 توسط عاشقان ولایت
|
بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة ، فاطمة الزهراء **************** لعن الله قاتلی فاطمة الزهرا س. **************** خدایا مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده. *************** ما از دو کوهه آمدیم ، اینجا غریبیم ......... حتی ز بوی فاطمه(س) هم، بی نصیبیم......... ما سینه زنان اهالی الستیم .............. ما داغ دار روی سیلی خورده هستیم.......... ای دشمن حق، ما دلیر و حق پرستیم .......... برگرد! تا سربند یا زهرا(س) نبستیم *************** می نویسم از زخم و غم ،از عشق و معشوق و آه عاشق،می نگارم از دل،به یاد هست تمام هستی در کمال مستی،فریاد میزنم که دیوانه دلم. *************** یا ایتها النفس المطمینه،ارجعی الی ربک راضیه مرضیه. *************** ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم،موجیم که آسودگی ما عدم ماست. *************** میروم تا زمانی که_با دلی آرام و قلبی مطمین_ شوم. *************** ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن....سر جدا پیکر جدا در محضر دلدار رفتن *************** صلی الله علیک یا ثارالله. فاسأل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک أن یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صل الله علیه واله. *************** از نام ما مگویید وز ما نشان مجویید........بی نام و بی نشانیم مارا که میشناسد........ما همنشین یاریم از خلق بر کناریم.............هر چند در میانیم مارا که میشناسد ************ هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود ************* باور نکن تنهاییت را ...شادی روح شهدا صلوات. ************* سخن عشق نه آنست که آید به زبان..... ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت